خرید بک لینک

#توئيت دیگه تنها چیزی که میچسبه یه قهوس تو فرودگاه در حالی که کارت پروازت رو میز باشه و هیچ برگشتی در کار نیست :)

برچسب: نویسنده: مهتاب نوری تاريخ: چهارشنبه 22 تير 1401 ساعت: 20:37

حتی اگر با من حرفی نداری باز هم با من حرف بزن. مثلا بگو : چه خبر ؟تا من از خبرهایی که تو از آنها خبر نداری برایت بگویم ...از روزهایی بگویم که تو نبودی از دردهایی بگویم که تنهایی کشیدم حتی اگر هم برایت مهم نبود باز هم بگو واقعا ؟؟تا چانهام گرم شود و شاید آن بینها خسته شوم هیچ وقت در مقابل من سکوت نکن من از سکوت واهمه دارم، سکوت اصلا علامت رضایت نیست؛من هر چه سکوت دیدم همان رفتن بود...!ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهتاب نوری تاريخ: چهارشنبه 22 تير 1401 ساعت: 20:37

عطرش روی پیراهنم...
آهنگ هایش در گوشم...
عکس هایش جلوی چشمانم...
ولی او
دور از آغوشم...
خدایا جهنمت بدتر از این است؟

برچسب: نویسنده: مهتاب نوری تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 19:40

راستش رو بخوايد...،ما دهه شصتي ها ...به شما دهه هفتادي ها ...حسوديمون ميشه ...اما غرورمون اجازه نمي ده بازگو كنيم...به اين دايره ي بزرگ روابطتون... حسوديمون ميشه...به اينكه انقدر راحت ...احساستون رو بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهتاب نوری تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 19:40

اين هوا چتر نمي خواهد...
من را مي خواهد...
تو را مي خواهد...
خيابان وليعصر را مي خواهد
قهوه هاي تلخِ كافه نادري را مي خواهد
بوسه هاي هول هولكيِ پر از شرم را مي خواهد...

برچسب: نویسنده: مهتاب نوری تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 19:40

جایَت کنارم خالیست!
مثلِ نبات کنارِ چای ...
مثلِ گلپر رویِ انار ...
مثلِ بویِ نم وقتِ باریدنِ باران
مثلِ برگهایِ طلایی در پاییز
همینقدر ساده...
همینقدر مهم...
همینقدر حیاتی...!

برچسب: نویسنده: مهتاب نوری تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 19:40

عاشقی

باشم و عاشق نباشم

کار آسونی که نیست....

برچسب: نویسنده: مهتاب نوری تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 19:40

من از انتظار تو
تمام پاییز را...
قدم زده ام؟!
تو به دنبال کدام بهاری...
که این قدر بی پروا...
از پاییز عاشقانه ی من
عبور کرده ای...
آن هم بدون
هیچ رد پایی!

برچسب: نویسنده: مهتاب نوری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:48

ميان باغِ اناری ...
لگد به درخت می زند كودك...
می ريزند برگ ها !
انارها، نه...
من آن كودكم ...
انارها همه تو...

برچسب: نویسنده: مهتاب نوری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:48

بعضی رابطه, ها نه عادت است
نه عشق است
نه دوست داشتن...
چیزی فراتر از این هاست!
و خوب میدانی که
نه تو برای او میمانی
نه او برای تو...
ولی
هر دو بی هم نمیتوانید بمانید!
و این دردناک ترین رابطه, ی دنیاست...

برچسب: نویسنده: مهتاب نوری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:24

من فقط عاشق اینمحرف قلبتُ بدونمالکی بگم جدا شیمتو بگی که نمیتونممن فقط عاشق اینمبگی از همه بیزاریدو سه رو پیدام نشه تاببینم چه حالی داریمن فقط عاشق اینمعمری از خدا بگیرمانقدر زنده بمونمتا بهجای تو بمیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهتاب نوری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:24

بحثمان كه ميشدحرفهاى دلمان رابه زبانِ آهنگ براى يكديگر ميفرستاديممن با ترانه هاى انتخابى ام تصدقش ميرفتم واو تا ميتوانست ناز ميكرد...آنقدر اين بازىِ شيرين ادامه داشت تا مجبور ميشدم برايش بنويسم:+آشتى؟ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهتاب نوری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:24

از همیشه, دوست ترت دارم؛
وقتی نشانهها،صدای تو را با گوشهایم آشناتر می کنند...
یا چشمهایم از فرطِ گیراییِ چشمانِ تو با خوابها بیگانه می شود!
وقتی لمسِ سرانگشتانِ تو ؛ مرا به لمسِ یک روزِ شیرینِ دلچسب حتی در خیال عادت می دهد...
وقتی آرام و بی خیال،بی هیچ علتِ منطقی بی هوا لبخند می زنم و بند بندم از هیجانی غریب به رعشه می افتد!
هزار و یک بهانه پیدا می شود برای دوست تر داشتنت که با واژه ها آشناترم کرده ای؛
در سرزمینِ واژه ها و عباراتِ رو به فراموشی!!

فاطمه پنبه کار

برچسب: نویسنده: مهتاب نوری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:24

آخرِ شب هايمان
بيشتر به فيلمهاى هندى شبيه شده...
يك تنه،جلوى صدها فكر و خيال مى ايستيم
و همه شان را از پا در مى آوريم!

علی قاضی نظام

برچسب: نویسنده: مهتاب نوری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:24

آدم های عاشق را ...
از راه رفتن هایشان بشناس...
آرام و آهسته راه می روند
از بس با چشم هایشان
دیده اند که عشق
از آن ها فرار کرده
حتی می ترسند
قدم از قدم بردارند...

علیرضا_اسفندیاری

برچسب: نویسنده: مهتاب نوری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:24

صفحه بندی