#توئيت دیگه تنها چیزی که میچسبه یه قهوس تو فرودگاه در حالی که کارت پروازت رو میز باشه و هیچ برگشتی در کار نیست :)
برچسب:
نویسنده: مهتاب نوری
برچسب:
نویسنده: مهتاب نوری
عطرش روی پیراهنم...
آهنگ هایش در گوشم...
عکس هایش جلوی چشمانم...
ولی او
دور از آغوشم...
خدایا جهنمت بدتر از این است؟
برچسب:
نویسنده: مهتاب نوری
برچسب:
نویسنده: مهتاب نوری
اين هوا چتر نمي خواهد...
من را مي خواهد...
تو را مي خواهد...
خيابان وليعصر را مي خواهد
قهوه هاي تلخِ كافه نادري را مي خواهد
بوسه هاي هول هولكيِ پر از شرم را مي خواهد...
برچسب:
نویسنده: مهتاب نوری
جایَت کنارم خالیست!
مثلِ نبات کنارِ چای ...
مثلِ گلپر رویِ انار ...
مثلِ بویِ نم وقتِ باریدنِ باران
مثلِ برگهایِ طلایی در پاییز
همینقدر ساده...
همینقدر مهم...
همینقدر حیاتی...!
برچسب:
نویسنده: مهتاب نوری

باشم و عاشق نباشم
کار آسونی که نیست....![]()
برچسب:
نویسنده: مهتاب نوری
من از انتظار تو
تمام پاییز را...
قدم زده ام؟!
تو به دنبال کدام بهاری...
که این قدر بی پروا...
از پاییز عاشقانه ی من
عبور کرده ای...
آن هم بدون
هیچ رد پایی!
برچسب:
نویسنده: مهتاب نوری
ميان باغِ اناری ...
لگد به درخت می زند كودك...
می ريزند برگ ها !
انارها، نه...
من آن كودكم ...
انارها همه تو...
برچسب:
نویسنده: مهتاب نوری
بعضی رابطه, ها نه عادت است
نه عشق است
نه دوست داشتن...
چیزی فراتر از این هاست!
و خوب میدانی که
نه تو برای او میمانی
نه او برای تو...
ولی
هر دو بی هم نمیتوانید بمانید!
و این دردناک ترین رابطه, ی دنیاست...
برچسب:
نویسنده: مهتاب نوری
برچسب:
نویسنده: مهتاب نوری
برچسب:
نویسنده: مهتاب نوری
از همیشه, دوست ترت دارم؛
وقتی نشانهها،صدای تو را با گوشهایم آشناتر می کنند...
یا چشمهایم از فرطِ گیراییِ چشمانِ تو با خوابها بیگانه می شود!
وقتی لمسِ سرانگشتانِ تو ؛ مرا به لمسِ یک روزِ شیرینِ دلچسب حتی در خیال عادت می دهد...
وقتی آرام و بی خیال،بی هیچ علتِ منطقی بی هوا لبخند می زنم و بند بندم از هیجانی غریب به رعشه می افتد!
هزار و یک بهانه پیدا می شود برای دوست تر داشتنت که با واژه ها آشناترم کرده ای؛
در سرزمینِ واژه ها و عباراتِ رو به فراموشی!!
فاطمه پنبه کار
برچسب:
نویسنده: مهتاب نوری
آخرِ شب هايمان
بيشتر به فيلمهاى هندى شبيه شده...
يك تنه،جلوى صدها فكر و خيال مى ايستيم
و همه شان را از پا در مى آوريم!
علی قاضی نظام
برچسب:
نویسنده: مهتاب نوری
آدم های عاشق را ...
از راه رفتن هایشان بشناس...
آرام و آهسته راه می روند
از بس با چشم هایشان
دیده اند که عشق
از آن ها فرار کرده
حتی می ترسند
قدم از قدم بردارند...
علیرضا_اسفندیاری
برچسب:
نویسنده: مهتاب نوری